پیغام مدیر :
ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض می كنم . امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده ی شما قرار گیرد . نقطه نظرات خود را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید .
متشكرم


كد لینك به ما :
با ثبت ایمیل خود در خبرنامه از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :
|
|
ساعت و تاریخ

موضوعات
عمومی (130)
طنز (53)
دانلود برنامه (16)
مطالب عاشقانه (148)
عکس عاشقانه (117)
هک و کرک (1)
برنامه دانلود (8)
عکس دیدنی (26)
حیوانات (8)
دختران ایرانی (16)
دختران غربی (19)
نرم افزار گوشی های نوکیا (5)
نرم افزار گوشی های سونی اریکسون (4)
بازی های نوکیا و سونی اریکسون (1)
آهنگ (5)
زنگ موبایل (0)
عکس های خنده دار (3)
طالع بینی ازدواج (0)
طالع بینی پنیر (0)
طالع بینی هندی (0)
طالع بینی مصری (0)
آهنگ های یاس (0)
آهنگ های هیچ کس و زد بازی (0)
بیو گرافی بازیگران (0)
بیو گرافی خوانندگان (0)
موزیک ویدیو (1)

مرداد 1389 (1)
آذر 1388 (1)
آبان 1388 (25)
مرداد 1388 (3)
تیر 1388 (13)
خرداد 1388 (7)
اسفند 1387 (3)
بهمن 1387 (3)
دی 1387 (6)
آذر 1387 (1)
آبان 1387 (6)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (8)
مرداد 1387 (14)
تیر 1387 (29)
خرداد 1387 (9)
اسفند 1386 (8)
بهمن 1386 (18)
آذر 1386 (14)
مهر 1386 (83)


آخه چرا؟ ()
آخه این وبلاگ چی داره
که فیلترش کردن؟
چرا ایمیل الکی میدن میگن اگه اشتباهی فیلتر
شده ایمیل بزنین ؟
چرا هیشکی جواب گو نیست؟
نوشته شده توسط آقا رضا در دوشنبه 18 مرداد 1389 ، ساعت 07:27 ب.ظ
لینك ثابت
نظرات ()
قهرمان (عمومی , )
روزی روبرت دو ونسنزو (Robert de Vincenzo) ، گلف باز بزرگ آرژانتینی پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی لبخند بر لب در مقابل دوربین خبرنگاران وارد رختکن باشگاه می شود تا آماده رفتن شود. پس از ساعتی، او داخل پارکینگ تک و تنها به طرف ماشینش می رفت که زنی به وی نزدیک می شود. زن پیروزیش را به او تبریک می گوید و سپس عاجزانه می افزاید که پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دکتر و هزینه بالای بیمارستان نیست .
دو ونسنزو تحت تاثیر حرف های زن قرار می گیرد، قلمی از جیبش بیرون می آورد، چک مسابقه را در وجه وی پشت نویسی می کند و در حالی که آن را توی دست زن می فشارد، می گوید: «برای فرزندتان سلامتی و روزهایی خوش آرزو میکنم»
یک هفته پس از این واقعه دو ونسنزو در یک باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود که یکی از مدیران عالیرتبه انجمن گلف بازان حرفه ای به میز او نزدیک می شود و می گوید: «هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پارکینگ به من اطلاع دادند که شما در آنجا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت کرده اید.» دو ونسنزو سرش را به علامت تایید تکان می دهد. مدیر عالیرتبه در ادامه سخنان خود می گوید: «می خواستم به اطلاعتان برسانم که آن زن یک کلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به موت ندارد، بلکه ازدواج هم نکرده. او شما را فریب داده، دوست عزبز»
دو ونسنزو می پرسد: «منظورتان این است که مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟»
«بله، همین طور است»
دو ونسنزو می گوید: «در این هفته، این بهترین خبری است که شنیدم»

برای خانوما (عمومی , )
اگر مردها می توانستند حامله شوند، آن وقت سقط جنین آئین مقدسی می شد
"فلورانس کندی"
!زن بدون مرد مثل یک ماهی بدون دوچرخه است
"گلوریا استاینم"
!زنانی که بدنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیار کوچکی دارند
" تیموتی لیری"
!شوهرم گفت به فضای بیشتری احتیاج دارد، من هم او را به بیرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم
"رز آنی"
طبقه بندی مردها از نظر مادر من: مرد خوب برایت هر کاری انجام می دهد، مرد بد هر بلایی که بتواند به سرت می آورد
"مارگارت ات وود"
اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان می برد ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود
"بالتیمور بیکن "
وقتی مردی به من می گوید که می خواهد همه ورق هایش را رو کند همیشه بی اختیار به آستینش نگاه می کنم
" لزلی بلیشا "
اکثر مردها سه گروه را دوست دارند ولی هیچ وقت آنها را درک نمی کنند : افراد مونث، دخترها و زن ها
"نویسنده ی ناشناس "
حرفی نیست که زن ها کودن هستند، ولی آنها برای این، اینطور آفریده شده اند که بتوانند با مردها برابری کنند
" جرج الیوت "
شما خیلی مردهای باهوش را می شناسید که با زن های کودن ازدواج کرده اند، ولی هرگز زن باهوشی را پیدا نمی کنید که با مرد کودنی ازدواج کرده باشد
" اریکا جانگ "
برای اینکه مردی را واقعا بشناسید ببینید که با یک زن، یک بچه و یک لاستیک پنچر چطور رفتار می کند
"نویسنده ی ناشناس "
زن بودن کار بسیار شاقی است ، چون معمولا مستلزم سر و کله زدن با مردهاست
امید زندگیست (مطالب عاشقانه , )
یکی گفت: براستی چنین است! من هم مانند اسب تو شده ام . مردم به هیکل نحیف او نظری انداختند و او گفت: زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشیدم در کنارم بودند و امروز من هم مانند اسب این مرد تنهایم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم .
می گویند آن مرد نحیف هر روز کاسه ایی آب از لب جوی برداشته و برای اسب نحیف تر از خود می برد . ودر کنار اسب می نشست و راز دل می گفت . چند روز که گذشت اسب بر روی پای ایستاد و همراه پیرمرد به بازار شد .
صاحب اسب و مردم متعجب شدند . او را گفتند: چطور برخواست؟ پیرمرد خنده ایی کرد و گفت: از آنجایی که دوستی همچون من یافت که تنهایش نگذاشتم و در روز سختی کنارش بودم .
اندیشمند یگانه کشورمان ارد بزرگ می گوید : دوستی و مهر ، امید می آفریند و امید زندگی ست .
می گویند : از آن پس پیر مرد و اسب هر روز کام رهگذران تشنه را سیراب می کردند و دیگر مرگ را هم انتظار نمی کشیدند ...

بد نیست به نکتههاى زیر توجه کنید: (عمومی , )
بد نیست به نکتههاى زیر توجه کنید:
اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.
اگر تاکنون از آسیبهاى جنگ،
تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،یا گرسنگى در امان بودهاید،
وضعیت شما از وضعیت ٥٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر میتوانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است.
اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،
در این صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.
اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیبتان پول دارید،
شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلق دارید.
اگر شما این نوشته را میخوانید، از سه خوشبختى بهرهمند هستید:
1- یک کسى به فکر شما بوده است.
2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.
3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.
به قول یکنفر:
طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،
طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهاید،
طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است.
پول بهتر است یا ... (عمومی , )
آخر داستان این طور است که آن مرد٬ چاقو به دست٬ روی کوهی از مروارید نشسته و بدون هیچ فریادرسی٬ همچنان توی فنجان گریه می کرد و پیکر بی جان همسر عزیزش را در آغوش گرفته بود....
پسر (عمومی , )
پیرمردی تنها در مینسوتا زندگی می كرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این كار خیلی سختی بود. تنها پسرش كه می توانست به او كمك كند، در زندان بود.
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: «پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نمی توانم سیب زمینی بكارم. من هیچ چیز ندارم و نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم. من برای كار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشكلات من حل می شد. اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو، پدر.»
چند روز بعد، پیرمرد تلگرافی از پسرش دریافت كرد: «پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان كرده ام.اگر آنجا را شخم بزنی همه ی اسلحه های من از بین می روند.»
صبح فردای آن روز، مأمورانی از اف بی آی و افسران پلیس محلی وارد مزرعه شدند و تمام مزرعه را شخم زدند، بدون اینكه اسلحه ای پیدا كنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت كه چه اتفاقی افتاده.
پسرش پاسخ داد: «پدر، برو و سیب زمینی هایت را بكار. این بهترین كاری بود كه از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»
boys & girls (طنز , )
-دخترها خیلی دوست دارند جای پسرها باشند اما پسرها اصلاً دوست ندارند جای دخترها باشند
-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده
-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
-یه پسر اگر سه تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با سه تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که سه تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون
-دخترا می خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بذارن و در نهایت موفق میشن
-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .............. هست
-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه، دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند
-پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن
-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن
-یک دختر اگر بیست و چهار ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر بیست و چهار ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه
-پسر ها میدونن جنبش فمینیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دخترها نمیدونن جنبش فمینیسم چیه واسه همین طرفدارشن
-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با سه چهار تا دختر دیگه دوست میشه
-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه: ساعت هفت. اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه: ساعت هفت و دو دقیقه و بیست و چهار ثانیه، اینم شماره تلفن من....... سر ساعت نه منتظر تماستم
-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه، پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!
-بعد از خوندن این مطلب پسرا اول دو دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب دو ساعت حرص میخورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن برای نویسنده اش کامنت میذارن و فحش میدن
در هر حال از هر دو گروه عذرخواهی می شود
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
bia2khodetbia2.mihanblog.com
The Template Designed By Loghman Avand @
www.irlearn.com
تبلیغات